سيد احمد تمجيد السلطان تفرشي حسينى
106
روزنامه اخبار مشروطيت و انقلاب ايران ( فارسى )
مىكند صدايش بيرون بيايد . ماها مستوجب عذاب هستيم كه بايد گرفتار يك نفر روسى بشويم . امروز شيخ الرئيس را از باغ شاه مرخص نمودند . و رؤساى عدليه هم عصر به حضور مشرف شدهاند . خواب [ زن درباره سيد عبدالله ] يك شخصه « 1 » از خانهء خودمان شش هفت روز قبل از آنكه مجلس را توپ ببندند و حضرات گرفتار شوند خواب ديد و نقل نمود كه در عالم رؤيا ديدم آقا سيد عبد الله در سر كوهى ايستاده و يكمرتبه كوه دهان باز كرده و آقا را بلعيد و مفقود شد ! بعد از خواب بيدار شده بوده است و همينكه نقل نمود هركسى تعبيرى نمود . بنده گفتم نابود خواهد شد . [ 129 ] و بنده خودم بعد از گرفتار شدن آقا خواب ديدم كه يك نفر از بنده پرسيد كه آقا سيد عبد اللّه چه شد و به او چه خواهند كرد . اخوى بنده گفت رفت آنجايى كه عرب نى بيندازد . از خواب بيدار شده . بنده اين خواب را بعد از ظهر ديدم كه فردا شش ساعت از دسته گذشته آقا را حركت داده و بردند . آقا را دو ساعت از شب جمعه 26 ، بردند كه بردند . و شخصى هم نقل كرد كه شب سهشنبه غرهء جمادى الثانى خواب ديدم دم دكان يك بقالى خيكهاى روغن و شيره فراوان روى هم ريخته و گذاشته است . ديدم يك سگ سياه قوىهيكلى آمده و روى اين خيكها راه مىرود و دهن مىزند و بو مىكند . به بقال گفتم آخر تو مسلمانى نگذار سگ روى اين خيكها راه برود و دهن بزند و آخر تو مسلمانى ! گفت مگر مىتوانم ؟ مگر زورم مىرسد كه ممانعت بكنم ! گفتم آخر همه را نجس مىكند ! گفت چه كنم زورم نمىرسد . بعد مردم به قدر هفت هشت نفر جمع شده آمدند و اين سگ را اينقدر با چوب و چماق زدند تا مرد . گفت بعد از مردن با كهنه پس گردنش
--> ( 1 ) . كذا ( اشاره به يك زن است ) .